قندعسل ماقندعسل ما، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

... دختر شایسته من ....

دخترک ژولیده

                                     دخترکی که اول صبح به زور از خواب بلند میشه . . . . هپلی و ژولیده با لباسای نازک و به هرطرف کش اومده باچشمای نیمه بازو نیمه بسته با پاهای برهنه روی سرامیک که داره میگرده دنبال دستشویی و زیر لب غر میزنه بغل کردنی ترین موجود دنیاس حتی میشه براش جونتو بدی    دخترکم دوست دارم   اینجا ماهم خیلی کوچیکه .یادمه به سختی گردن می گرفت .به تقلید از...
3 دی 1392

چله زمستون

دخترم شب چله شما این جوری سپری شد :اول رفتیم خونه عمه مریم (عمه بابا)چون اکثر فامیل اونجا بودن .کلی خوش وبش کردیم ،تا ساعت نه  ، بعد تا آخر شب رفتیم خونه مامانی (مامان بابا) . این خانوم خوشگله میوه دلمه اینچا وقتی به شما شیرینی تعارف شد ایستاده بودی.بهت گفتم :بهتر نیست بشینی و شیرینی بخوری ،گمون می کردم همونجا وسط گل قالی بشینی ولی دیدم حرکت کردی به سمت یه مبل تکی و شستی تازه خواهون داشتن یه زیر دستی هم شدی .خیلی ذوق کردم تو دلم کلی قند آب شد.همیشه موقع خوردن همه چیز لباتو می بندی (قونچه)و می خوری. حافظ خوانی مامانی بعدهم اومدیم خونه مامانی .به به زیر کورسی خیلی حال دا...
2 دی 1392

یلدایی

بیا ماه من و یلدای من باش شب بارانیه دی ماه من باش بیا زیباترین مجنون این شب یه عمری با من و لیلای من باش   ...
27 آذر 1392

همراه من باش

خداوندا:  تو ميداني که من دلواپس فرداي خود هستم ... مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را ... مبادا گم کنم اهداف زيبا را دلم بين اميد و نا اميدي ميزند پرسه . .. ،مي کند فرياد    ميشود خسته . الهی با تو میبالم به خود ، همراه من باش... ...
27 آذر 1392

تو فقط بخند

  همه را به نام می شناسند.... من تو را ، به نگاهت ... همه را به نام میخوانند... من تو را ، به نیم نگاهی ... گاهی اوقات.. یک چیزهایی... باید بیاید.. تا یک چیزهایی برود مثلا... تو بیایی... غم برود... تنهایی برود... این دنیای تکراری برود ... تو فقط بخند ... بگذار چشمانم.... در این مرگ ثانیه ها... در این رویا.. لحظه ای.. زندگی را تجربه کنند... تو.....تو فقط بخند ...                                                   ت...
24 آذر 1392

عدیدم

لغات جدید عروسکه زیبای من: خوشول     همون خوشگل عدیدم      همون عزیزم دیدر د دا   همون جیگر طلا اد ل         همون عسل خداده     همون خداحافظ قوقول     همون خروس هاپو      همون سگ مایی    همون ماهی گل      گل جی جی    همون جوجه خودمون موو      همون مورچه دییگه یادم  نیست  در کل مهرنگار دختر احساساتی و خوش قلبی هست وق...
16 آذر 1392

پر بار میام

عزیزترینم چندروزی هست برات ننوشتم ببخش مثل همیشه .اول مریضیت بعدم سفر و حا لا هم مشغولیت ها اجازه نداد. دخترم مامانی برات میمیره وووای که  هر روز جذاب تر می شی و دایره لغاتت افزایش پیدا می کنه.بعضی اوقات هم  جمله می گی که دلم زف می ره .چقدر داشتنت لذت بخشه .تو بهترین اتفاق زندگی منی. کنترل ادرارتو هم بگی نگی داری بعضی اوقات دیگه .... به زودی با یه پست پر بار میام از سفر  ...
14 آبان 1392